محمود بن عثمان

66

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )

در وقت توبه دادن ، پيش از آنكه موى تايب برگرفتى ، او را پيش خود بنشاندى و نصيحت و تربيت فرمودى و گفتى : در طريقت مشايخ و اوليا درآمدن كارى كوچك نيست و آداب و اركان و شرائط اين راه بسيار است و به زبان توبه كردن و موى برگرفتن و جامهء درويشان پوشيدن اين كار مهيّا نمىشود ؛ بلكه موافقت و متابعت ايشان به كار مىبايد ، به ترك خواب و خورد كردن و برهنگى و گرسنگى اختيار كردن و از جملهء اشغال دور بودن و از خلق اعراض كردن و به كلّى به خداى بازگشتن و ترك جملهء مرادات كردن و نفس خود را خوار و حقير داشتن و جملهء بندگان خداى از خود بهتر دانستن و از همه كس فروبردن و بار جمله خلق كشيدن و با ايشان خوش‌خوى و بىطمع بودن ، و در اين جمله ثبات و قرار و استقامت نمودن . آن‌گاه بودى كه مثال موى برگرفتن و جامهء درويشان پوشيدن همچنان است كه شخصى دشمنم بسيار دارد و مىخواهد كه از شرّ آن دشمنان ايمن گردد . او را گويند تو را قلعه‌اى مىبايد محكم كه هرگاه كه تو را از آن دشمنان خوف باشد در آن گريزى و از شرّ ايشان خلاص يا بى و ايمن شوى . پس ، او را دلالت كنند كه در فلان جاى استادى هست كه اين قلعه كه تو را محفوظ دارد ساختن آن از دست وى برآيد . پس ، اگر رغبت نمايد ، استاد طلب دارد و محكوم استاد شود . اوّل عمل استاد آن است كه رنگى بيندازد و طرحى بيفكند و گويد از پى اين طرح بايد رفت تا زمين محكم به دست افتد . چون زمين اصل حاصل شد ، آن‌گاه از پى كار باشد و آلت‌هاى آن چنان‌كه استاد التماس فرمايد حاصل مىكند ؛ و ثبات و قرار و استقامت در آن مىنمايد ، تا چنان قلعه‌اى ساخته شود امن‌گاه و حصار او باشد . پس ، اين موى برگرفتن و جامهء درويشان پوشيدن آن رنگ و آن طرح است كه در زمين انداختند . اگر بدان قانع شود ، هرآينه معلوم است كه آن مقدار دفع دشمن از وى نكند و سرما و گرما از وى بازندارد . و امثال اين تربيت فرمودى . آن‌گاه ، در وقت موى برگرفتن ، در پيش خود نشاندى و سه نوبت دعا فرمودى : اول ، از پيش موى برگرفتن . دوم ، بعد از موى برگرفتن . سيّوم ، در وقت برخاستن .